تبليغاتX


سوته دلان


ssutedelan

+   پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 9:26 

عیدتان مبارک

+   سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 0:2 

داستان يك عشق بزرگ و واقعي

پسر از پدرش ميپرسد: "پدر، با من ماراتن را ميدوي؟" و پدر با وجود اينكه عارضه قلبي دارد موافقت ميكند. آنها با هم ماراتن را ميدوند. پدر هميشه به درخواستهاي پسرش جواب مثبت ميدهد. يك روز پسر از پدرش ميپرسد: "پدر با من در مسابقه مرد آهنين شركت ميكني؟" و پدر باز هم جواب مثبت ميدهد. مسابقه مرد آهنين سخت ترين مسابقه ورزشي است. اين مسابقه شامل 3.86 كيلومتر شنا در اقيانوس، 180 كيلومتر دوچرخه سواري، و 42 كيلومتر دويدن (معادل يك دو ماراتن) است. پدر و پسر با هم در اين مسابقه بزرگ شركت كردند. اين پسر معلول است. پدرش او را در قايق ميگذارد و 3.86 كيلومتر شنا ميكند و قايق را بدنبالش ميكشد، پسرش را سوار دوچرخه دو نفره ميكند و 180 كيلومتر ركاب ميزند و بعد از همه اينها صندلي چرخدار كه پسرش روي آن نشسته است را 42 كيلومتر هل ميدهد و ميدود. همه اينها براي اينكه پسرش لبخندي بزند، همه اينها براي عشق.

+   یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:24 

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.

بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:

«
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.

یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.

پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.

سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.

پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »

مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.



بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»

پیرزن جواب داد: «بفرمایید

-
چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »

پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا

+   سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:27 

عكسهاي عروسي پس از ۲۷ سال

جورجي پاركر

يك زوج كه بيست و هفتمين سالگرد ازدواج شان را هفته گذشته جشن گرفته بودند، بهترين هديه دنيا را دريافت كردند؛ عكس هاي عروسي شان!

اين زوج سال ها پيش هنگامي كه نوجوان بودند به عقد هم در آمدند، عكاسي نيز از مراسم عقد آنها در كليسا عكسبرداري كرد اما اين زوج در آن هنگام پولي براي پرداختن بابت اين عكس ها نداشتند.

در بيست و هفتمين سالگرد ازدواج اين زوج، عكاس به محل كار خانم كارن كلاين رفت و آلبوم عكس هاي عروسي او در سال 1980 را به وي پيشكش كرد.

جيم واگنر عكاس كه در حال حاضر 80 سال دارد، مي گويد؛«ماه گذشته مشغول تميز كردن قفسه آثار قبلي ام بودم و در ميان آنها به اين عكس ها برخوردم. مي دانستم كه آن زمان او پولي براي پرداختن بابت اين عكس ها نداشته و حالا ممكن است دوست داشته باشد اين عكس ها را داشته باشد.»

خانم كلاين در حالي كه هنوز اشك به چشم دارد، مي گويد؛«من آنجا ايستاده بودم و اشك مي ريختم و از او تشكر مي كردم...» خانم كلاين و همسرش زمان ازدواج 18 و 19 ساله بودند و 150 دلار براي پرداخت بابت عكس ها نداشتند.

آقاي واگنر از طريق پدر كارن توانست او را بيابد. خانم كلاين پس از گرفتن عكس ها مبلغ 150 دلار قيمت آنها را به واگنر پرداخت و اينجا بود كه آقاي عكاس هم احساساتي شد و اشك هايش سرازير شد.

+   سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:18 

+   دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 10:46 

+   دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 10:42 

+   پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:26 

+   پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 20:14 

کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند

كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند

كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند

كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند

كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند

بي شک بيان مطالب افکار مختلف نشانه ي تائيد آن نمي باشد

+   سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:51 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
*****
زندگی را درک کن. زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته: دور زدن ممنوع

نوشته های قبلی
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
عکس
کلیــــب
موزیــــک
دانستنیها
فیلم
هنرمندان
مطلب
بازی و سرگرمی
ترفنـــــــــد
برنامه
نوشته شده توسط
قــــاسم
GHASEM
 

 ssutedelan

وقتی عقربه های ساعت قدیمی اتاقکم بر شانه های شب نمای خود ، طابوت لحظه های عمر مرا تشعیع میکنند ، من کودکانه از شکاف پنجره اطاقکم به انتظار رسیدن تو ، غرق شمارش ستاره ها میشوم

-------------------

-------------------

SHIRAZ Click for شیراز, Iran Forecast DUBAI Click for دبی, UAE Forecast

-------------------

-------------------


رادیو گلها رو انلاین گوش کنید

-------------------



-------------------

سایتهای مفید ترفندستان - اولین و بزرگترین وب سایت تخصصی ترفندهای کامپیوتر و اینترنت میهن مهر دنیای برنامه های کامپیوتری

مخزن اخبار

Balatarin

-------------------

-------------------

ZamAhang : Hafez Collection

-------------------

-------------------

 

IP YOU